تبليغاتX
دوست من سلام::The best weblog

elso

elso

elso

http://elso.blogfa.com

دوست من سلام::The best weblog

دوست من سلام::The best weblog

دوست من سلام::The best weblog

این وبلاگ در باره ی هر چی که بخواي بهت می گه فقط کافیه بگی آزاد

دوست من سلام::The best weblog

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " دوست من سلام::The best weblog " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


خانه دوست كجاست ؟ در فلق بود كه پرسيد سوار

خانه دوست كجاست ؟ در فلق بود كه پرسيد سوار
 آسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شن ها بخشيد
و به
انگشت نشان داد سپيداري و گفت
نرسيده به درخت
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه ي پرهاي صداقت آبي است
مي روي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ سر بدر مي آرد
 پس به سمت گل تنهايي مي پيچي
دو قدم مانده به گل
پاي فواره جاويد اساطير زمين مي
ماني
و ترا ترسي شفاف فرا مي گيرد
در صميميت سيال فضا خش خشي مي شنوي
كودكي مي بيني
رفته از كاج بلندي بالا جوجه بردارد از لانه نور
 و از او مي پرسي
خانه دوست كجاست؟

elso سه شنبه 1387/02/31  نظر بدهید!

شعری از حافظ
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مستمن همان دم که وضو ساختم از چشمه عشقمی بده تا دهمت آگهی از سر قضاکمر کوه کم است از کمر مور این جابجز آن نرگس مستانه که چشمش مرسادجان فدای دهنش باد که در باغ نظرحافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد که به پیمانه کشی شهره شدم روز الستچارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هستکه به روی که شدم عاشق و از بوی که مستناامید از در رحمت مشو ای باده پرستزیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشستچمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبستیعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست

elso یکشنبه 1387/02/29  نظر بدهید!

کولی

فهمید دارم حسرتی، داغی، غمــی فهـمید

از حجــم اقیــانوس دردم شبنــــــمی فهمید

 

می گفت یک جــایی دلم دنبال آهویی است

فــال مــرا فــهمی نفــهمی مبهــمی فـهـمید

 

این کـولی زیبــا دو مــاه از ســـال می آمد

وقـتی کــه می آمد تمــام کــوچه می فهمید

 

اوداشـت هفـــده سـال- یا کمــتر- نمی دانم

مـی شد از آن رخسـار زرد گنــدمی فهمید

 

امسـال هــم وقتـی که آمد شهــر غـوغا شد

امسـال هــم وقتـی کــه آمـد عالــمی فهمید:

 

مـو فالـگیرم... اومدم فالت بگــیرم.... هـا

فهــمـید دارم اضـطرابی ، ماتـمـی  فهــمید

 

دستــم به دستـش دادم و از تب ،تب سردم

بی آنکـه هـذیان بشـنود از مـن کمی فهمید

 

بخـتت بلـنده... ها گلو! چشمون دشمن کور

راز تــونـه گـفــتـم  پریـنــو آدمــی  فـهـمید

 

هی گـفت از هـر در سخـن، از آب و آیینه

از مهـره  مار و طلسم و هر چه می فهمید

 

بـا اینهـمـه او کــولی خــوبی نخــواهـد شـد

هـرچـند از باران چشـمـم  نـم نـمی  فهمـید

 

مــی خـــوانــد از آیـیـــنه راز مــاه را امـا

یک عمـــر من آواره اش بودم، نمی فهمید

elso سه شنبه 1387/02/17  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
گل محمدی
سخنرانی و طرح مطالبات مردم کردستان ایران در سفر موسوی به مهاباد
اولین سرود ملی ایران در زمان مظفرالدین شاه
زندگی

فیفا ۲۰۰۹
خانواده
طبیعت در قرآن
هیپاتی ، اولین زن ریاضی دان
تاریخچه چوگان
درباره وب
این وبلاگ در باره ی هر چی که بخواي بهت می گه فقط کافیه بگی

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ